نمی دونم واسه چی دارم آپ می کنم ![]()
دیگه هیچ دلیلی واسه اومدم به اینجا ندارم اما..........![]()
برام دعا کنید ![]()

نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 11:37 موضوع بازی موبایل | لینک ثابت
سلام دوستای گلم
از دیشب تا همین الان دارم سعی می کنم که وبلاگمو آپ کنم اما نمیشه ![]()
اگه این بار هم نشه کلا این پست رو بی خیال میشم![]()
خدارو شکر تا اینجا که مشکلی پیش نیومد
امیدوارم خوشتون بیاد![]()
نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 11:43 موضوع تم نوکیا | لینک ثابت
سلام بچه ها خوبین؟؟؟
خیلی وقته آپ نکردم واسه همین می خوام یه کمی جبران کنم![]()
البته سرعت خیلی پایینه به قول بچه ها جونم گرفته شد تا این تم ها رو آپلود کردم![]()
می خواستم کلی برنامه موبایل بزارم واستون اما بازم این سرعت نذاشت![]()
فعلا اینارو داشته باشین تا بعدا بیام تکلیف وبلاگمو روشن کنم![]()
نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 1:3 موضوع تم سونی اریکسون | لینک ثابت

سلام بچه ها امروز یه نرم افزار واستون میزارم که اگه شماها هم سیستمتون مثل سیستم من باشه
(شلوغ و نامرتب
)مخصوصا واسه عکس هاتون این نرم افزار خیلی بهتون کمک میکنه.![]()
کار با این برنامه هم خیلی آسونه مراحل نصب رو مثل همه نرم افزارها طی کنید و برای شروع به کار این
برنامه روی آیکن این برنامه دابل کلیک کنید.![]()
نحوه کار این برنامه شبه به سرچ ویندوزه با این تفاوت که عکسهارو بر اساس اسم و تاریخ دسته بندی
می کنه و شما خیلی راحت می تونین عکس مورد نظرتونو پیدا کنین![]()


دوستای گلم خواهش می کنم نظر خصوصی واسم نذارین
نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 20:29 موضوع نرم افزار کامپیوتر | لینک ثابت
این روزا حس و حال چرت و پرت نوشتن رو ندارم
فقط خواستم یه چیزی نوشته باشم که حکم یه پست رو داشته باشه.
تا وقتی که با یه مطلب زیبا و یه پست باحال برگردم بای![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 8:59 موضوع شخصی(شعر.خاطره.طنز .....) | لینک ثابت
بگذار از تنهایی این روزهای بدون تو بگویم. کم کم دارم باور می کنم که بی تو باید
زندگی کنم.تو رفتی و من شاعر شدم.چه اهمیتی دارد که شعر های مرا نمیخواهی
یا اصلا مرا نمی خواهی..
تمام ترانه هایم فدای غرورت.دلم روشن است که یک وقت،شاید یک روز،یک شب،تو
از میان بلور اشکهایم ظهور کنی..
دلم روشن است که دلت برایم تنگ میشود....
می بینی چقدر دلم خوش است به خیالت؟
بگذار بگویم که هنوز از این دلبستگی ساده دل نبریدم
این بار هم خواستم فقط از تو بگویم تا نگویی که عشقم رنگ تکرار داشت...

نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 13:58 موضوع شخصی(شعر.خاطره.طنز .....) | لینک ثابت
تا حالا بهش فکر کردی.......
چرا برگ ها وقتی احساس زردی می کنند خود کشی می کنند؟
این همان خورشید دیروز است یا این آتیش با اون آتیش فرق داره؟
راستی چرا پنجشنبه خودش را به بعد جمعه نمی اندازد؟
بگو آیا گل سرخ عریان است یا همین یک لباس را دارد؟
هندوانه به چه می خندد وقتی به قتل رسیده است؟
هرگز نیامدن بهتر از دیر کردن نیست؟
آیا 4 برای همه 4 تا است؟آیا 7 ها برابرند؟
نوری که زندانی به آن می اندیشد همان نوری است که بر تو می تابد؟
کجا می توانی سازی بیابی که در رویاهایت بنوازد؟
فاصله بین خورشید و پرتغال به عدد صحیح چند متر است؟
آیا زندگی ما تونلی میان دو روشنایی مبهم نیست؟
یا روشنایی میان دو مثلث تاریک نخواهد بود؟
آیا مرگ از نبودن حاصل می شود یا از مواد خطرناک؟
آیا می دانی از کجا می آید مرگ،از بالا یا پایین؟
از میکروسکوپ می آید یا از دیوار؟از جنگ می آید یا از زمستان؟
اندوه گوسفندی تنها چه نام دارد؟
اگر مگسها عسل بسازند،زنبورها رنجیده خاطر می شوند؟
آیا آنکه همیشه منتظر بوده،از آنکه هرگز انتظار کسی را نکشیده بیشتر رنج می کشد؟
انتهای رنگین کمان کجاست،در روح تو یا در افق؟
چه کسی می تواند دریا را قانع کند که عاقل باشد؟
چگونه به میخک ها بگویم که از عطرشان متشکرم؟
مورچه با کدام ارقام،سربازان مرده اش را از کل تفریق می کند؟
کجاست آن کودکی که من بودم،در من هست هنوز یا رفته؟
آیا می داند که هرگز دوستش نداشتم و می داند که هرگز دوستم نداشت؟
چرا این همه وقت گذراندیم تا بزرگ شویم،فقط برای آنکه از هم جدا شویم؟!!؟!!؟
وقتی کودکیم مرد چرا هر دو نمردیم؟و اگر روحم دور افتاده است چرا اسکلتم دنبالم می کند؟
چرا ........چرا .......چرا؟؟؟؟؟
تو پاسخم نمی دهی........اما پرسش ها هیچوقت نمی میرند.




شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب
ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی؟؟




نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 20:1 موضوع شخصی(شعر.خاطره.طنز .....) | لینک ثابت
سلام
امروز واستون چند تا اس ام اس میزارم که خودم خیلی دوسشون دارم ![]()

* /-/ * *
* /-/ * *
* * /-/ * *
شب شده، نردبون گذاشتم بری سر جات بخوابی ماه من.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غربت را
حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی
و یا جایی
پشت لحظه های آشنا
همین که
عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند
کافی ست
تا تو غریب شوی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام سلامتي مياره ، سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ، زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي مياره ، اصلاً سلام نکن سنگين تری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر تمام عاشقانی که راه عشق را پیمودند و عشق را در سینه حبس کردند و حرمت آنرا نگه داشتند... درود بر تمام عاشقانی که عشق را فهمیدند و از عشق به زیباییها رسیدند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هميشه قبرستاني در قلبت براي خاکسپاري خطاي دوستانت بساز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از ساعت متنفرم از اين اختراع عجيــب بشر که جاي خالـــــــــي حضور تو را به رخ دلتنگــــــــي هاي من مي کشد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يادت باشه خدا هميشه داره نگات مي کنه ، پس بزار وقتي نگات مي کنه پيش فرشته هاش به تو بباله نه اين که فرشته ها باز ازش بپرسند چرا برات سجده کردند؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با باد خواهم گفت حکايت نامهربانيت را تا از هر کويي که ميگذرد آنرا بخواند تا شايد روزي از سر کوي تو نيزبگذرد و در گوشت بخواند قصه اي را که برايت اشناست به ياد خواهي اورد مرا نگاه يخ زده ام را و روزي را که دنيا را برسرم خراب کردي به ياد خواهي اورد... به ياد قصه اي خواهي افتاد که نامهرباني تو و سکوت من اخرين برگشت بود به ياد خواهي اورد کسي را که همه دنياي تو بود قسمهايي که خوردي عهد هايي که بستي و قلبي را که شکستي همه را به ياد خواهي اورد... و من با باد خواهم گفت حکایت نامهربانی ات را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده توسط ¸.•*´¨`*•.سارا¸.•*´¨`*•. در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 15:27 موضوع یاهو مسنجر و اس ام اس | لینک ثابت
درباره وبلاگ

روزي که آمدي، آنقدر خوب بودي که براي دل بستن به تو دليل نخواستم. وقتي دستت را به نشانه دوستي به سويم دراز کردي، در دل سپردن به تو ترديد نکردم. تو را همنفس خطاب کردم و با تو سرود زندگي خواندم.
وقتي به تن پژمردهام آب دادي، با بهار خاطرههاي قشنگ تو، شکوفه دادم. تابستان را با تو پاييز کردم و پاييز را با تو به زمستان رساندم. در سرماي دلخراش زمستان زير بارش برف و باران يک لحظه از نغمه لبهايت غافل نشدم و زير چتر نگاه تو پناه گرفتم. «و چتر بهانهاي بود در زير باران تا عشق شکل بگيرد در ميانمان
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
تم سونی اریکسون
تم نوکیا
نرم افزار سونی اریکسون
نرم افزار نوکیا
بازی موبایل
نرم افزار کامپیوتر
یاهو مسنجر و اس ام اس
شخصی(شعر.خاطره.طنز .....)
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY